سه شنبه ٠٢ آبان ١٣٩٦
خانهlمقالاتlتماس با ماlثبت نام اردوی توجیهی


  چاپ        ارسال به دوست

من مسجدم

من مسجدم ! همانند مادري دلسوخته كه در دوران تاريخ از دوستان و دشمنان رنجيده و دلگيرم . دعوا بر سر جدا كردن فرزند دلبندم «نماز» است – هركس به طريقي دل ما مي شكند - حال دشمن با حساب و كتاب و دوست از روي جهل و سهل انگاري . دشمنان بارها در طول تاريخ با دايه هايي ضرار گونه خواسته اند كه فرزندم «مردم» را گمراه كنند كه الحمدلله زهي خيال باطل . عاجزانه خواهانم كه فرزندم را به من برگردانيد كه بيش از اين مادري دل شكسته چشم به راه عزيزش نباشد . من مسجدم ! «المسجد نور من انوار الله» همانند شمع كه بايد در تلؤلؤ نور من كبوتران عاشق پروانه وار به دور گنبد سبزم جمع گردند و منتظر طلوع فجر صادق باشند و هرچند خفاشان ديو سيرت قصد از بين بردن من و غارت و چپاول كبوتران من هستند ، به اينان بگوييد : چراغي را كه ايزد بر فروزد هر آنكس پف كند ريشش بسوزد حال از دردم بگويم كه زين درد روز و شب اشك ريزانم و هرچه مي سوزم جز اندك كبوتري را نمي بينم ، تعدادي پر و بالشان شكسته ، تعدادي راه را گم كرده ، تعدادي خسته درمانده و گيج به ديار غير رفته و تعدادي سرگردان و تعدادي هم نصيب خفاشان ولاشخوران شده اند . من مسجدم ! كه ابراهيم خليل الله و محمد رسول الله (ص) كه از بزرگترين شخصيت هاي فرهنگي الهي بوده اند، خادم وخدمتگذارم بوده اند. من مسجدم ! من غريبم من كيستم ؟ چه بگويم از غريبي و غربت ! مانند دري هستم كه قدر و منزلتم را جز اندكي نمي دانند . من باغي ازگلستان بهشتم . من بازار خريد و فروش عشقم . من مجمع عاشقانم . من محل نزول ملائكه الله ام. من سكوي الي اللهم . من محل رحمتم . انقلاب فرزند مسجد است و هر روز همه از انقلاب دست بكشند مثل فرزندي كه تا زن و بچه و رفيق پيدا مي‌كند مادر هيچ‌كاره است اما وقتي مرضي او را گرفت رفقاء مي‌روند زن و بچه خسته مي‌شوند برادر خواهر محقي مي‌شوند اين مادر است كه با دست و زبان بالاي بستر مي‌نشيند و خود را مثل ضمع مي‌سوزاند كه فرزنش بهبود يابد. اين مادر است كه دامن خود را نجس مي‌كند براي تطهير بچه. بچه‌هائي كه در دامن مادر ماندند نه افراطي شدند و نه تفريطي نه كسي معترض آنها شد اين مادر فقط بچه‌هاي خود را تحويل مي‌گيرد، كان للمشركين ان يعمر و مساجد الله شير مادر نماز بدون واسطه به بچه بايد بر سرند پستانكي پارك نماز خانه اگر مادر نقطه ضعفي دارد خادمي و امامي كه خوش اخلاق نيست لكن تربيت نقطه قوت اوست. مادر در دنيا شكايت نمي‌كند در آخرت خدا وكيل اوست مثل مسجد رحاني حكم پدر و مسجد حكم مادر را دارد چرا پدران از خانه گريزانند چرا كانون خانه را گرم نمي‌كنند زندگي با ارتباط پدر و مادر گرم مي‌شود اگر كانون خانه نباشد هيچ كانون ارشاد و بسيجي و سازماني چرا بگو نخواهد بود. وقتي قدر اين مادر را خواهيم داشت كه مادر از كن رفته باشد. باس يوم الا و معكر نيادي في المعابد من يعنون ما لوالله المساجد. بچه‌ةائي در دامن مادر بودند مورد حسرت بر مادران هستند بهت راز بچه 40 درصد . مادر و مسجد انقالب بچه مسجد است و هرروز همه دست بكشند مادر تنها مؤسس اين بچه فوائد بود چون دامن پاك خود را بطون آلود كرد كه بچه را حفظ كند. بچه‌ةائي در دامن مادر ماندند نه شهوت بيادآوردند و نه افراط و تفريط اين مادر فقط كمكهاي بچه‌ةاي خود را تحويل مي‌گيرد و ما للمشركين ان يعمر مساجد الله شير مادر با واسطه بر بچه مي‌رسد نماز پارك و نماز خانه ومصلي. ان الصلوه نهي عن الفحشا درست مثل بچه مادر تا در دامن اوست كسي متعرض او نمي‌شود. اگر زن نقاط ضعف دارد لكن در بعد محبت و تربيت نقطه قوت است. نقاط ضعف مسجد مثل اين مادر روز قيامت حق شكايت دارد. مادر حق اكرام پدر را دارد ما روحانيون هم دمات مسجد را به ديگران سپرديم. وقتي قدر اين مادر را خواهيم داشت كه دست ما از دامنش كوتاه باشد. من تغبطون يقولون قالوا اهل المساجد. بچه‌هاي بيشتر فرد مادر بودند باعث حصرت همه ما شدند چون شهدا ما 40 را اوقات فراتختگان در خدمت مادر بودند. پدري كه خانواده را رها كرد تكليف مردم (بچه‌ها) روشن است. پدري با مادراني مثل. مقداي همه ما در دامن مسجد متولد و در دامن مادر جان داد علي اگر بهشت زير پاي مادران است علي فرمود پهلوي مادر بهتر است براي من از بهشت. مادر اگر چيزي بگويد حرمت خود شكند و فرزند را ملول كرده باشد تا قيامت ده از هم فرار كنيد من هم شكايت خواهم كرد من را تنها گذاشته و به سعتفه رفتند تا عده‌اي مولود به را گرفتند و لكن بالاخره در دامن من معراج رفت. زماني در روستاها و شهرها محور بودم الان لابلاي ساختمانها گم شده‌ام كسي بفكر من نيست. سرپرستي من علامت محبت خدا بود الان شيخ نفي است كه هيچ جا جاي پائي ندارد. از دامن مادرم مرد به معراج مي‌رود و سبحان اله‌اي سراببند اگر زبان ندارم عاطفه دارد. من دارو و درمان نمي‌خواهم آنقدر براي من تشريفات نچينيد فقط در دامنم بنشينيد كانون و ورزشي و علاقه آورد. در فرهنگ وقت مغازه مي‌سازند چشم را كور كرده عايم مي‌دهند اگر مردم نذر مادر را بدانند من را برخود و خانه خود ستور مي‌دارند.


٠٧:٢٦ - 1394/01/20    /    شماره : ٣٥٩٨٥٠    /    تعداد نمایش : ٣٢٢١







ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 23183
 بازدید امروز : 40
 کل بازدید : 72560
 بازدیدکنندگان آنلاين : 5
 زمان بازدید : 0/5616
 
محتويات مرتبط

تهیه و تولید : موسسه مسجد

خانهlنقشه سایتlتماس با ماlصفحه اول

پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ مسجد :  7737701  025